الشيخ رسول جعفريان

178

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

علاوه بر اينها ، قريش به علت تقدس خود ، توانسته بود حمايت افراد زيادى را جلب كند ؛ از اين رو از لحاظ قدرت نيز يكى از پرقدرت‌ترين قبايل بود ، مخصوصاً در پيمانى كه با احابيش ؛ يعنى گروههاى زياد مستقر در كوههاى مكه منعقد نمود ، توانست قدرت بيشترى كسب كند ، « 1 » از آنجا كه عرب به فزونى نيروهايش اهميت مىداد . و آن را نشانهء شرافت مىدانست ، اين اقدام موجب شهرت و برترى قريش بود . « 2 » در دوران پس از هجرت ، بعد از شكست قريش در مقابل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، اسلام به پيروزى قطعى رسيد ؛ زيرا قريش يعنى مشهورترين قبيلهء شكست خورده بود . جنگ ابرهه با كعبه و حمايت خداوند از خانهء خود ، بالاترين افتخار را براى كعبه و اهل آن به همراه داشت ، « 3 » هيكل مىگويد : اين حادثهء مهم ، هيبت دينى مكه را بالا برده و مسلماً در پى آن ارزش تجارى را نيز افزونى بخشيد . « 4 » اين واقعه دل كسانى را نيز كه به كعبه ايمان محكمى نداشتند معتقد كرده و نسبت به آن مطمئن نمود . آبى مىگويد : داستان فيل سبب عظمت قريش نزد عربها شده و لذا آنها را « اهل الله » ناميدند . « 5 » به دلايلى كه گذشت ، قريش ، پيش از اسلام شهرتى داشته اما شهرت آن بعد از اسلام چندين برابر شد ، اولًا : از آن روى كه پيامبر از اين قبيله بود و اين خود مهمترين عامل شهرت براى قريش بود . ثانياً ، بنى اميه به تدريج اين اصل را مطرح كردند كه خلفا بايد قريشى باشند . آنان براى اين سخن خود احاديثى نيز ساختند و بدين ترتيب درانديشهء سياسى - مذهبى اهل سنت اين اصل استقرار كامل يافت . البته اهميت قريشى بودن خليفه ، از همان روزهاى نخست خلافت نيز مطرح بود ؛ چنان كه عباس به على عليه السلام مىگفت : اگر من و ابوسفيان با تو بيعت مىكرديم ، فرزندان عبدمناف با ما مخالفت نمىكردند ، و اگر آنها مخالفت نمىكردند هيچ كس از قريش با ما اختلاف نمىكرد ، و اگر قريش با تو بيعت مىكرد هيچ كس از عرب ، با تو مخالفت نمىنمود . « 6 » تبليغات بنى اميه براى نشان دادن برترى قريش بر عرب در شهرت قريش تأثير فراوانى داشته است ؛ معاويه به صعصعة بن صوحان مىگويد : اگر قريش نبود شما در ذلّت بوديد ! صعصعه جواب داد ، اين گونه نيست ؛ چرا كه قريش نه پر جمعيت‌ترين است و نه

--> ( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 53 ( 2 ) . براى ديگر ، صفات و خصال قريش نك : رسائل الجاحظ ، رسائل السياسيه ، صص 110 - 102 ( 3 ) . سورهء فيل ( 4 ) . حيات محمّد ، ص 64 ( 5 ) . نثرالدر ، ج 1 ، ص 394 ( 6 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 48